آخرین نتایج علمی درباره کربوهیدرات ها و چربی ها:

با اینکه کربوهیدرات برای بدن ماده ای ضروری و حیاتی محسوب نمی شود و می توان به طور کلی آن را مصرف نکرد، اما بدن انسان سیستم و فرآیندی بسیار پیچیده و منحصر به فردی را برای آن در نظر گرفته است. از تنظیم میزان قند خون گرفته تا انتقال آن به بافت های بدن همگی از فرآیند های بدن در برابر این ماده است.

وقتی کربوهیدرات وارد بدن می شود بلافاصله غده پانکراست هورمونی به نام انسولین از خود ترشح می کند که انسولین، با انتقال کربوهیدرات به بافت های مانند عضله، چربی، کبد و غیره …، میزان قند خون را در بدن کاهش می دهد.

اما معمولا بعضی هورمون ها به دلایلی خاص در عملکرد و تاثیر گذاری انسولین، اختلال ایجاد می کنند.

گلوکدان و کورتیزول یا همان هورمون مشهور استرس، باعث افزایش قند خون و آزاد شدن قند از سلول ها (GNG) می شوند که این سیستم باید در نهایت دقت و کیفیت کار کند.

اگر عدم کارکرد درست و دقیق این سیستم، چه منجر به کاهش قند خون چه افزایش قند خون گردد، در هر دو صورت بسیار خطرناک و دارای عوارض مضری است.

دیابت نوع یک :

بیماری است که بدن سیستم حساس و دقیق خود را در برابر قند از دست می دهد و پانکراست هورمون انسولین را تولید نمی کند و در نتیجه بدون مصرف دارو، قند خون بالا می رود.

دیابت نوع ۲:

در این دیابت حساسیت سلول ها به انسولین از دست رفته است و منجر به عوارض زیادی می شود.

انسولین چه کار می کند؟

انسولین جذب گلوکز، آمینو اسید و لیپید ها در بافت، به خصوص بافت های عضلانی و ادیپوس را افزایش می دهد. انسولین در بردارنده ی چربی های شکسته شده است و آن ها را وارد جریان خون می نماید که این امر اولین قدم در شروع روند چربی سوزی می باشد. همچنین، اکسیداسیون چربی به واسطه تبدیل شدن به قند توسط انسولین را می توان مرحله دوم چربی سوزی نام برد. فراموش نکنید که سوختن قند و چربی همیشه با یکدیگر نسبتی مستقیم دارند.

کربوهیدرات ها به خودی خود، تاثیری اندک در انباشته شدن چربی در بدن دارند و روند تبدیل کرب به چربی که با آن DENOVO LIPOGENSIS می گویند، در یک رژیم نرمال بسیار اندک رخ می دهد.

اما در یک رژیم با چربی کم و کربوهیدرات زیاد، امکان تبدیل کرب به چربی بسیار بالا است.

جدال رژیم های کم کربوهیدرات و پر چرب در برابر رژیم های کم چرب پر کربوهیدرات:

این روزها رژیم های کم کرب در دنیا و ایران بسیار شایع و پر طرفدار اند و باور این که با حذف کربوهیدرات و جایگزینی چربی های خوشمزه، در حرف بسیار وسوسه انگیز و جذاب نیز به نظر می رسد اما در باطن قضیه چه اتفاقی می افتد؟

به طور کلی ایده و تصور این رژیم بر افزایش چربی سوزی بدن به واسطه کاهش مصرف کربوهیدرات و ناچاری بدن برای سوزاندن و تبدیل چربی ها به قند مورد نیاز خود، به جای استفاده از کربوهیدرات ها، امری منطقی و درست به نظر می آید اما در عوض، میزان مصرف چربی توسط شما نیز در حال افزایش و اضافه شدن است.

پس باید با توجه به این نکته، هیچ گاه جدای از نوع ماده مصرفی، از میزان کالری دریافتی خود غافل نشویم و اضافه وزنی بیشتر را با رژیم جدیدمان تجربه نکنیم.

در نتیجه رژیم پر چرب و کم کرب، اساس سوزاندن بدن را بر روی سوخت بیشتر چربی ها تغییر می دهد و در عین حال چربی بیشتری نیز ذخیره می نماید و در رژیم کرب زیاد و چرب کم نیز به طریقی مشابه سوختن و ذخیره کربوهیدرات ها بیشتر می شوند.

اما در ایران، بر خلاف جامعه غرب که ترس بیشتر از کرب ها هستند تا چربی ها، کماکان ترس از چربی ها بیشر از قند ها و کرب ها است. تصور بدتر بودن چربی نسبت به کربوهیدرات ها در غرب در حدود سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ نیز وجود داشت و چربی ها را علت اصلی چاقی می دانستند به گونه‌ای که دولت و تمام رسانه ها نیز شروع به ساختن غول چربی مضر، و مردم به سرعت جایگزینی محصولات کم چرب در بازار را شاهد بودند و این در حالی بود که آمار چاقی و بیماری های قلبی، کماکان در حال افزایش بود!

اما با گذشت ۳۰ سال از آن دوران، سپس کربوهیدرات ها را عامل اصلی چاقی و بیماری دانستند و این بار انگشت اتهام به سمت کرب ها به ویژه قند نشانه گرفته شد به طوری که به آن جایگاهی در کنار هروئین و کوکائین اشاره می شود.

پس از آن، دیگر کربوهیدرات ها و قند را به عنوان عامل اصلی چاقی مفرط (ابیسیتی) می دانند.

دکتر دیوید لودویگ، یکی از چهره های سرشناس در تئوری چاقی بالا معتقد است که افزایش روز افزون مصرف محصولات فرآوری شده مملو از کربوهیدرات با شاخص گلیسامیک بالا، بواسطه ایجاد تغییرات هورمونی منجر به افزایش گرسنگی و کاهش انرژی می گردد.

 

برخی از نکات گفته شده توسط دکتر لودویگ، با توجه به تاثیر بالای انسولین بر سوخت و ساز بدن ومتابولیسم صحیح است. انسولین باعث کاهش اکسیداسیون چربی (چربی سوزی) و افزایش گیر کردن چربی (lipogenesis) در بافت های چربی ایپدوز، میگردد.  در این مدل ابیسیتی معتقدند که چربی  فقط در بافت چربی گیر می کند و در نتیجه دیگر بافت های بدن انرژی لازم را به دست نیاورده و در نتیجه منجر به پرخوری می گردد.

اما این تئوری و مدل چاقی چند مشکل اساسی و جدی دارد:

با اینکه مقدار مصرف قند نسبت به صد سال گذشته افزایش پیدا کرده است، اما این میزان نسبت به ده سال گذشته  روندی کاهشی به خود گرفته است در حالی که آمار چاقی حدوداً ۳ برابر شده است.

اگر به راستی انسولین متهم درجه اول معضل چاقی بود، با کاهش مصرف قند در این ۱۰ سال پس چرا تغییرات مثبتی در آمار چاقی به وجود نیامده است؟

مدافعان مدل چاقی انسولین بیان می کنند که موضوع اصلی تنها قند نیست و انواع کربوهیدرات های مصرفی نیز به دلیل تبدیل شدن به قند، باز در این آمار و ارقام محاسبه گردند.

حال با این سخن اگر عامل اصلی چاقی را کربوهیدرات ها فرض کنیم نه مصرف کالری بالای روزانه، پس باید در مقایسه با دو رژیم که کالری و پروتئین یکسانی دارند ولی در یکی چربی غالب تر و در دیگری کرب غالب است، نتایج متفاوتی نیز به دست آوریم.

صد ها آزمایش و تحقیق بین این دو نوع رژیم انجام شده است که نتیجه نهایی کاملا مشخص و واضح بوده است:

وقتی مقدار کالری و پروتئین در دو رژیم چربی محور و کرب محور یکسان باشد، مقدار چربی سوزی و کاهش وزن در انتها با یکدیگر تفاوتی ندارد!

پس اگر شما نیز چربی مصرف خود را قطع نموده اید و همچنان وزن و چربی بالایی دارید، لازم است تا این بار بر میزان کالری مصرفی و مقدار پروتئین توجه داشته باشید. و عزیزانی که با کیتو هم وزنشان برگشته و استپ کرده است، کاری مشابه همین افراد را انجام دهند.

اگر همچنان نتیجه ی دو رژیم کم کرب با چربی زیاد و کم چرب با کرب زیاد در صورتی که کالری و پروتئین یکسان باشد قانع نشده اید، می توانید جامع ترین آزمایش gray taubes را دنبال نمایید که از پرچم داران مدل چاقی انسولینی است و هزینه بسیاری را صرف مطالعه و اثبات این قضیه هزینه نموده است.

به طور کلی می توان گفت که انسولین نقشی به سزا در تأثیرگذاری روی هورمون های ما را داراست اما در مقوله تناسب اندام و کاهش وزن، تعادل مصرف ورودی و خروجی بسیار قوی تر، مشهود تر و غیر قابل اجتناب تر است.

متا آنالیز چیست؟

متا آنالیز را به طور ساده تر می توان غول دنیایی مطالعات و تحقیقات علمی دانست که با استفاده از جمع آوری تمامی تحقیقات و آمار های معتبر در دنیا، در نهایت نتیجه ای مادر و یکه را ارائه می دهد.

داده های متاآنالیز نیز صحت مطالب بالا و نتیجه ی یکسان هر دو رژیم را تصدیق می نماید و یک باور دیگر نیز به این نتیجه اضافه کرده و آن این است که: اکثر مزایای سلامتی حاصل از انواع هر رژیمی، در یک نکته ساده خلاصه می شود و آن کاهش وزن است نه محتوای رژیم گرفته شده.

نتیجه این حرف آن است که اگر یک نوع رژیم غذایی ادعای مبنی بر کاهش کلسترول، مفخ، فشار خون و … را بیان می کند ادعای بجا و درست است اما بسیاری از مزایای صورت گرفته و به وجود آمده تحت تاثیر و در گروی کاهش وزن و تناسب اندام ایجاد شده است.